أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

264

قانون ( فارسى )

عنبر : پندارند كه عنبر از چشمه‌اى در ميان دريا مىجوشد ، بعضى گويند كف دريا است و گروهى بر اينند كه سرگين حيوانى است كه در سرزمينهاى دور از ما زندگى مىكند . اما من از كسى كه به گفته‌هايش باور دارم شنيده‌ام كه مىگفت : در روزگاران جوانى بازرگانى بودم كه در درياها سفر مىكردم . در يكى از اين سفرها به شهرى رسيديم كه از شهرهاى دريايى بود و نام آن ( خاخ ) است . هنگام چاشتگاه با گروهى از مردم در كنار دريا به تماشا سرگرم بوديم . هرگاه موجها به سوى ساحل برمىگشتند تكه‌هايى از عنبر را ، تكه‌هاى كوچك و بزرگ و به رنگهاى گوناگون با خود مىآوردند و در ساحل مىماندند و ما همه دوان در طلب آنها مىرفتيم و هركس هرچه بدست مىآورد مال او بود . از ساكنين آن شهر ماجرا را پرسيدم در پاسخ گفتند : اين دريا اين عادت را دارد و اكثر اوقات و تقريبا هميشه چنين است . گزينش : نوع خوبش عنبر خاكسترىرنگ ( سفيد و سياه مخلوط ) ( سلاهطى ) است كه بسيار قوى است . در درجهء دوم عنبر كبود و در درجهء سوم عنبر زرد خوب است و بدترينش عنبر سياهى است كه اكثرا ماهى آن را بلعيده و بعد از آنكه مرده است از شكمش بيرون آورده‌اند و آن را منده گويند بعضى در عنبر سياه تقلب مىكنند . گچ و موم و لادن را به آن مخلوط مىنمايند . مزاج : گرم و خشك است و به عقيده من در دوم گرم و در اول خشك است . خاصيت : گرماى لطيف مىبخشد و ازاين‌رو با مزاج پيران سازگار است . آرايش : از منده كه عنبر سياه است نوعى است كه دست را سياه كند و ممكن است آن را در رنگ بازدادن رنگ‌پريده‌ها ( موهايى رنگ‌شده كه رنگ را باخته‌اند ) به كار برد . سر : به نفع مغز و حواس است . سينه : براى قلب بسيار خوب است . عود : تكه‌هايى از چوب و رگهاى درختى است كه از چين و هندوستان و عربستان آورند . در سختى و صافى به دسته هاون سنگى مىماند كه داروها را بدان مىكوبند . برخى از آنها خالدار و رنگشان مايل به سياهى و خوشبوى و گيرنده است و كمى تلخى دارد و پوستش تو گويى پوست جانور است . گزينش : بهترين عودى است كه مندلى نامند و از هندوستان آورند و در وسطهاى هندوستان بدست مىآيد . در درجهء دوم نوعى است كه آن را عود هندى گويند كه رگهايى است كه از كوهساران بدست آمده است . در خاصيت هندى از مندلى بهتر است . اولا سبب بوجود آمدن شپش نمىشود و ثانيا بيشتر در لباس ماندگار است و بوى ثابت‌تر دارد . بعضى هيچ تفاوتى بين عود مندلى و عود خوب هندى نمىگذارند و گويند برابرند . نوعى عود ديگر هست كه آن را ( سمندورى ) گويند و از ( سفاله ) كه يكى از شهرهاى مملكت چين است و هم‌مرز هندوستان است بدست مىآورند . بعد از سمندورى عود خوب منطقهء ( سفاله ) هندوستان است كه آن را عود قمارى نامند . عود صنفى هم هست كه آن هم از انواع عودهاى ره‌آورد سفاله مىباشد . بعد از اينها نوبت به عود قاقلى و عود بيابانى و عود قطفى ( سلمك ) و عود چينى مىرسد . اين عود چينى را ( قشمورى ) ناميده‌اند كه تر و شيرين است . از اينها پايينتر عود : جلايى ، مانطاقى ، لوامى ، ريطانى است . عموما اصناف عود مندلى خوب است و بعد از آن عود سمندورى كبود و گران‌وزن و سخت و پر از آب و ستبر است و هيچ سفيدى در آن نيست و زياد بر آتش مىماند . بعضى عود سمندورى سياه را از